156... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:27
و اما ماجرای اخربعد از نامزدی دخترعموم خبر بعدی بدجور شک م کردهیچ وقت فکر نمی کردم دخترعموم ازدواج کنه ... اما اتفاق افتادخبر بعدی رو هم امروز مینا بهم داد دوست صمیمی و دوست دوران دانشگاهم دیروز براش
157... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:27
تمام دیشب استرس ماموریت امروز رو داشتم و خوابم نمیبردصبح با اضطراب رفتم سرکار ...کار این شرکت بیمه ای شدیدا سنگین بود و من به عنوان اولین ماموریت کاریم برای راه اندازی خزانه بسیار ترس داشتم...تا حالا
159.... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:27
حجله زدن سر کوچه برقش رپ از ایستگاه اتوبوس دزدیدنخدا بیامرزدش ولی به نظر نمیاد اینطوری ارامش بگیره...
160... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:27
دارم به این نتیجه می رسم که از کتلت هم متنفرم ...5تا برام کتلت گذاشته بود 4تاش مو داشت ... اون به دونه هم نیم پز بود ...سر میز نزدیک بود بالا بیارم ....به خدا گشنگی خیلی بهتر از این غذا بود...الان یکی پیدا میشه تو نظرات این پست میگه برو خداروشکر همونو داشتی ... والا
162... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:27
فکر میکنم این دختر رقابت سنگینی تو ذهنش با من گذاشته و در فکره من رو کله پا کنه... ده ماهه میشناسمش متولد 74 .. به قول خودش 22 سالشه ...هر چی بیشتر میگذره از شخصیتش بیشتر متنفر میشم ...اهان راستی این
حرف دلم ... - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 12:12
سلام نزدیک یه ماهه که اینجا نیومدم ...دلیل خاصی ندارم ... اونقدری مشغول نبودم که وقت نکنم ... اما می شه گفت اینجا رو فراموش کرده بودمتا دیروز دوباره یادش کردم...اینجا هیچ وقت برای کسی جز خودم نبوده ..
112.... - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 12:12
ده دقیقه دیرتر از روزهای دیگه از شرکت اومدم بیرون...تو این 8ماه دیگه تایم مترو و اتوبوس رو حفظ شدم ... میدونستم به اتوبوس نمی رسم ... با خودم گفتم بریم به قدمی بزنیم یکم بگردیم ...خیابون مترو رو اومدم
113... - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 12:12
یه هفته ای هست حجم نت خونه تموم شده .. تصمیم داشتم isp رو عوض کنم برای همین نت نخریدم ...همین مدت باعث شد بفهمم کیا ازش استفاده میکردن و دلیل زود تموم شدن ترافیک ش و سرعت کندش چی بوده...داداشم میگه من فیلم دانلود نمیکردم باهاش فقط میرفتم تو اینستا ...من و باش فکر میکردم کار مامانمه ...نگو اوضاع خراب...
114... - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 12:12
سرم از اوضاع زندگی ورم کرده ...امروز اینقدر فکر کردم به شرایط که دچار سردرد شدم...ما و امثال ما چه اینده ای داریم تو این کشور...خدایا تا چه حد باید ویران شه ... این همه ویرانی رو کی میخواد اصلاح کنه.... اصلا کار به اصلاح میرسه؟؟؟ خدایا کمکمون کن
115... - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 12:12
خدایا این دخترای خنگ رو عقل عنایت کنفکر میکردم خودم مشکل دارمامروز با یه مشتری حرف میزدم دیوانه ام کرد اینقدر خنگ بودیه ساعت انرژی گذاشتم براش اخرش هم نشد ...حرفم که باهاش تموم شد فشارم افتاد ... الان هم سردرد گرفتم
116.... - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 12:12
فکر میکردم نتیجه خیلی بهتر بشه اما به معنای کامل گند زدم به ارائه ام ... نمیدونم بگم حضور امید همکارم کنارم بد بود یا خوب ...بد از این جهت که باعث شد خیلی استرس داشته باشم و خرابش کنم چون میدونستم از
117... - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 12:12
دیشب فیلم orginal sin رو دیدم ... قشنگ بود ... به دیدنش و زمان گذاشتن براش می ارزید
104... - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 7:16
به قسمت اعتقاد دارید؟ من نداشتم. هیچوقت نداشتم. ولی شاید قسمت بود که با بزرگترین ترس زندگیم روبهرو بشم. ترس دوباره دیدن کسی که فراموشش کرده بودم. آره من سخت ترین کار دنیارو انجام داده بودم. کسیرو فر
105... - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 7:16
نشسته بود لبِ حوض جلوی دانشکده و کله کرده بود توی جزوه ای که دستش بود.چشم گردوندم رو موهای قهوه ای روشن کوتاهش و اخمایی که از سرِ دقت توو هم بودن. قوز کرده بود، فکر کردم اینم از مصیبتای قد بلنده! آستی
106... - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 7:16
هركسي در رابطه اش تا يكجايي پيش قدم ميشودتو حرف نميزني ، او ميزندتو سراغي نميگيري، او ميگيردتو دلتنگش نميشوي، او ميشودتو دوستت دارم نميگويي، او ميگويد امايكجا با هميشه فرق ميكندتو نميروي، او ميرود!ميد
108... - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 7:16
سلام خیلی وقته که حوصلم نمی گیره چیزی بنویسیم نه این که چیزی برای گفتن نباشه .. مشکل اینه حوصله نوشتن ندارم ... وگرنه از ماموریت های این چند وقته می شه یه کتاب نوشت ... این جا هم که مثل کویر می مونه خودمم و خودت من می نویسیم مثل همیشه تو فقط گوش میدی ...
109... - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 7:16
چند وقته همش به این فکرم هر چی ازش گرفتم برگردونم... دو تا نیم ست استیل برام گرفته منم که استفاده نکردم .. دلم هم نمیخواد داشته باشمش ... میخوام بهش بگم اومد اینطرفا بگه براش بفرستم ... حتی دلم نمیخواد یادگار ای ازش داشته باشم ... ادمی که از دل و جون براش گذاشتم اما اینطور کرد باهام ...
108.... - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 7:16
خدا رو صد هزار بار شکر که سرم به کار گرمه یه روز تو خونه بودم و بیکار دارم ... دارم دیونه میشم همش یاد گذشته میکنم ... من اگر سرم گرم کار نبود خداشاهده دیونه میشدم ... امشب صد بار دستم به گوشی رفت پیام های که هنوز پاک نکرده بودم رو خوندم ... بارها و بارها ... دلم میخواست بهش پیام بدم ... خدایا کمکم ...
110... - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 7:16
دیروز یه ماموریت داشتم به دیوان عالی ... خداشاهد روزایی که ماموریت میرم و اذیت میشم تمام مدت سر درد دارم... اینحا هم از اون دسته جاهایی بود که اذیتم کردن اینقدر که طاقت نیاوردم عصر زنگ زدم به ابی گفتم
111... - تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 7:16
از خونه تا اموزشگاه 3تا خیابون راه بود ... ساعت شش و ربع از خونه زدم بیرون ... بارون میومد حسابی اولش تصمیم نداشتم چتر ببرم بعدش دیدم خیلی بارون شدیده اینطوری نمیشه رفت بالاخره راه افتادم ... زیر بارو