به امید گفتم خانم س دعوام کرده ، خراب کاری کردم ،
پرسید خودت گند زدی دیگه؟ گفتم اره ، گفت پس حقته
عصبانی شدم ، گفتم من اومدم تو دلداریم بدی ، شانس ندارم به خدا
بعدش دید ناراحت شدم ، اومد که مثلا از دلم دراره ، پرسید چیکار کردی چی شده ، گفتم نمیخوام درموردش حرف بزنم ،
دوباره پرسید کدوم قسمت خراب شده ، گفتم نمیخوام درموردش حرف بزنم
گفتم برو پشت میزت ،،،،
کاری به امید ندارم که بلد نیست دلداری بده ، فقط دلم از این گرفت که کسی نیست بهش بگم ،
البته الان ارومم و میدونم اشتباه کردم و حقم بوده که دعوام کنه ...
برچسب:
نویسنده: الینا زارعی