مشتری تماس گرفته بود ، اسم شرکتش رو پرسیدم گفت رها ...
بقیه اش رو نشنیدم ، پرسیدم رها چی ؟؟ دوباره گفت رها ...
مجدد پرسیدم گفت رها مرغ ، یکم از جوجه بزرگتره ،
داشتم از خنده میمردم ..
بهش گفتم اخه رهاش به مرغش نمیخوره ، گفت ا راست میگی به این فکر نکرده بودم ، ولی نمیشد بذاریم اصغر که ، اصغر مرغ ، این میشه پسر ، مرغ که پسر نمیشه ،،،
اون میگفت من میخندیدم ، بنده خدا خودش هم خندش گرفته بود
برچسب:
نویسنده: الینا زارعی